مبانی هنری قصه های قرآن (6 صفحه - از 30 تا 35)
مستندات | برگزیدن | نظرات کاربران(0) | درج نظر | دریافت

می‏گیرد، همان‏جا و در ضمن قصه، شبهه برطرف می‏شود. زدودن شبهه در قصه، یک کار و یک هدف است. اما با چه روش و اسلوبی؟ اگر در میان قصه شعار بدهیم بسیاری از مخاطبین را از دست می‏دهیم. این‏گونه نیست که حرف را بزنیم و هرکس به فراخور درک و فهمش هرگونه استنباط و برداشت که خواست، بکند. در قصه‏های قرآن، هرگز بنای کار هنری برپایه آن استوار نبوده است. هرجا که مطلبی بیان شده، بلافاصله در مقام شبهه‏زدایی، نکته‏های شبهه‏زدا نیز مطرح شده است.

تکرار قصه‏ها

بحث بسیار مهم و اصولی و کارسازی که در قصه‏های قرآن وجود دارد، مسئله تکرار است. کسانی که چنین مباحثی را دنبال می‏کنند شاید آگاه باشند که خاورشناسان و نویسندگان دیگر، یکی از ایرادهای مهمی که بر قصه‏های قرآن گرفته‏اند، همین تکرار است. علت تکرار قصه‏های قرآن، ظاهراً این است که این کتاب آسمانی هرجا که برای ابلاغ پیامش نیاز به حرکتی، گفت‏وگویی و صحنه‏ای را حس کرده آن را عرضه کرده است. این ویژگی در قصه حضرت موسی(ع) بیش از همه قصه‏های قرآن به چشم می‏خورد.

بیان کردن صحنه‏های مختلف از یک رویداد، همان چیزی است که در داستان‏نویسی امروز اصطلاحاً به آن "زاویه دید" می‏گویند و قصه‏های قرآن به شکل منشوری و با زوایای متفاوتی مطلبی را بیان می‏کنند؛ یعنی بسته به مقدار و کیفیت و شرایط مکانی و زمانی، ابلاغ آن پیام در جنبه نماد، ظاهر می‏شود. پس رمز تکرار در قصه‏های قرآن این است که جلوه‏ها و ابعاد در هر قصه‏ای، با هدف و غایتی خاص به مخاطب نشان داده شود؛ حتی اگر در یک صفحه قبل نیز به آن اشاره کرده باشد.

انواع قصه‏های قرآن

در مورد انواع قصه‏ها شش‏گونه قابل‏تصور است: تاریخی، واقعی، تمثیلی، اسطوره‏ای، نمادین و غیبی.

1 - قصه تاریخی؛ قصه‏ای است که محتوا و ماجرای آن در یکی از هنگامه‏های تاریخ محقق شده باشد. قصه تاریخی، بیانی تاریخی دارد که بیانی دقیق داشته و به ذکر جزئیات می‏پردازد.

2 - قصه واقعی؛ قصه‏ای است که در وقتی از اوقات روزگار محقق شده اما دارای بیان ریز جزئیات نیست و ماجرای تحقق‏یافته در ظرف زمانی را بازگو می‏کند (که

34

برو به صفحه :
کلیه حقوق این پایگاه برای مرکز تحقیقات کامپیوتری علوم اسلامی محفوظ است