خانوادههایی که بینشان حلوا یا شیربرنج تقسیم میگردد کمتر از هفتا نیستند.
این مراسم در ایجاد الفت و مودت و رفع کدورتهای احتمالی نیز بسیار موثر است. این عمل عرفی- مذهبی سبب افزایش دوستیها بین زندگان میشود.
در کتاب «گاهشماری و جشنهای ایران باستان» آمده است:
... کدورتها و نقارها را برطرف کرده و به صلح و آشتی بدل میکنند به آن امید که چون روانان فرود آمدند شاد باشند و راضی از بازماندگان به دعا و برکت دادنشان بپردازند. (21)
از آن چه، هاشم رضی در کتاب «گاهشماری و جشنهای ایران باستان» میگوید: برمیآید که روان درگذشتگان (فروهرها) به مدت ده شبانه روز از جایگاه اصلیشان در آسمان به شهر و دیار و خان و مان خود فرود آمده و میان بازماندگان زندگی میکنند. (22)
روان در گذشتهها شب بیست و شش اسفند ماه فرود میآیند. تقارن این ایام و انجام مراحل آیین الفه در بختیاری ، نیکو پیوندی میآفریند این رابطه و پیوند مبارک فرهنگی بین ایرانیان سایر مناطق نیز به چشم میخورد.
مراسم آخرین جمعه سال و برپا کردن سفره مهمانی و پذیرایی از زایران اهل قبور در قبرستانها و گلستانهای شهدا، نذری و فدیه دادن به ارواح، روشن کردن شمع و چراغ بالای سر مردگان و قرار دادن عکس و آیینه و گل و شمع در خانه درگذشته، پخش آجیل مشکلگشا بین بختیاریهای خوزستان (23) و چهارمحال و بختیاری و سایر مناطق کشور و قرائت سوره انعام و دادن شام و ناهار (افطاری ماه رمضان) و خواندن ادعیه و فاتحه برای شهدا و مردگان و ... همه نشانههایی از همبستگی فرخنده بین اقوام ایرانی و حفظ و انتقال میراث، (مرده ریگ) گرانمایه فرهنگ پیشینیان و نیاکان ما است.
بختیاریها، انجام ندادن این مراسم را، نوعی گناه (یا بزه) و کوتاهی در پرداخت حق مردگان میدانند، همانگونه که زرتشتیان دراین مورد هم عقیدهاند.(24)
رابطه دیگر این آیین با سنتهای زرتشتی در نوع غذا و آداب آن است. بختیاریها برای این مراسم، غذای سفت و غیرمایع (حلوا یا شیربرنج)، میدهند.هموطنان خداجوی زرتشتی نیز برای فروردگان (5 روز قبل از سال نو) یا جشن ارواح نانی به نام دورن ( Drun) بدون خمیر مایه میپختند و یزشن ( Yazesn) به معنای مراسم ستایش و سرودخوانی و مراسم قربانی و نذر برپا داشته و میزد ( mayazd) که خوراک نذری غیرمایع است، اهدا میکردند. و آفرین گان ( afringan) میخواندند (نماز و سرودی که در مواقع گوناگون سال و ماه به مناسبتهایی تلاوت میشد.(25).
نفوذ فرهنگ اسلام و پذیرش دین متعالی وکامل حضرت رسول(ص) از تأثیرپذیری بختیاریها از آیینهای اسلامی، قرائت قرآن، فاتحه و ورود جریانهای اعتقادی با کلماتی چون: شهیدان کربلا، پیامبران و... سخن میگوید. وجود بردگوریها، استودانها و قبرهایی که مرده را در آن رو به بالا خوابانیده و در اطراف آن، سنگ چیدهاند در نواحی بختیاری از زرتشتی بودن آنها حکایت میکند. شباهت لباس، آیینها، سوگند خوردن به آتش و گرامی داشت آن و گناه خاموشی آتش به وسیله آب، یا چیزهای دیگر به دیرینگی این پیوند اشاراتی قوی دارد.(26)
آیین دیرین الفه در بختیاری به پاس نکوداشت مردگان، یادکردشان، رضایتمندی ومددخواهیشان برپا میگردد. «دستور خورشید دابو» میگوید:
«باور چنان است که روان و ارواح درگذشتگان در این ده روز با راهنمایی فروشی یا فروهر به دعوت بازماندگان به میان آنان و در خانمان خود فرود آمده و بسر میبرند و به بازماندگانی که آنان را به یاد داشته و نذری اهدا کرده و مراسمی بر پا میکنند، خیر و برکت و تندرستی و شادی اهدا میکنند.»(27)
با این توضیحها، باید گفت که سنت الفه با جشن فروردینگان یا فرودگ (19 فروردین) رابطهای ندارد ولی به 10 روز آخر سال و اول سال نو (دو پنج روز) رابطهای بسیار نزدیک دارد، پنج روز آخر سال، پنجه کوچک و پنجه آغاز سال نو، همانی است که در کبیسه (28) محاسبه میگردد. در حقیقت الفه، در پنجه کوچک پایان سال اجرا میگردد. به زبان زرتشتیان «در ده روز فروردیان یا فروردینگان یعنی از آغاز پنجه کوچک تا پایان پنجه بزرگ که ده روز اسفند ماه و اشتادروز (29) تا روز وهیشتواشت (30) (پنج روز پایان سال را با نام پنج گاه گاهانی میخوانند) روانهای بهشتیان و نیز دوزخیان به گیتی میآیند، بهشتیان شادان و دوزخیان ترسان از بیم بازگشت در خانههای خود و نزد بازماندگان خود میمانند. از این رو، برای شادی روان آنان نیایش و آیین ویژهای برگزار میشود.»(31)
تکریم در گذشتگان و بیان باورها و اعتقادهای فرهنگ عامه در بین بختیاریها و به طور کلی ایرانیان منزلتی والا دارد. برای توجه به مرگ و پدیده واقعی جدایی روح از جسم، میدان گستردهای میخواهد (32) اما هرچه هست پیوند زندگان ومردگان در این ایام تازه میشود.
«شادروان بهرام فرهوشی» در جهان فروری مینویسد:
«فرورهای نیاکان به هنگام گاهان بار همسپتمدم یعنی پنج روز آخر سال که اهورا آنها را خلق کرده به زمین فرود میآیند و از همین روست که گیاه میروید و شکوفه و گل و برگ بر شاخهها پدیدار میشود... این پنج روز را روزهای گاسانیک مینامند و مخصوص یادآوری گذشتگان است.»(33)
آیین الفه از دیگر سو به دفتر آمرزش روان و نام گرهن (نام گرفتن) شبیه است. دکتر فرهوشی، این دفتر را در تمام خاندان ایران کهن رایج دانسته که مردگان خود را در آن ثبت کرده و در آیین فروردگان فرورهای گذشته را به یاد میآورند.(34) آنچه در جهان فروری به آن اشاره شده است، پختن حلوا، آوردن آب و غذا و میوه بر سر قبر یا نهادن بر بام خانه است که فرورها (روان) تازه رسیده به آن نیاز دارند. نویسنده همچنین به این رسم در لرستان اشاره مینماید و به یاد کرد مردگان و ریختن آرد در روغن و آیین نام گرهن ( grahan) استناد میجویند.(35)
نامگذاری
فروردین نام پارسی اولین ماه سال و نوزدهمین روز هر ماه، برابر با تقویم دینی شهریاری است.
این واژه در اوستا فروشی (فرهوشی- Frahvasi) به معنای فروهر و نیروی پیشرفت است. در واژه مفاهیم، نیروی معنوی همراه با پیشرفت نهفته است و این نشانگر تقارنش با سال نو است. آیین الفه هم یک دعا و خواهش معنوی است. اگر بخواهیم از نظر لغوی، الفه را بررسی کنیم، در فرهنگها، خود این واژه دیده نشده است اما در فرهنگ معین، نزدیکترین کلمه را به آن اَلفْ یا اِلفْ میبینیم. اَلفْ، یک اسم است و نام نخستین حرف الفبای فارسی و عربی و در ادب صوفیه، ذات احدیت است.
اِلفْ یا اَلف نیز مصدر (اسم) است و به معنای خو گرفتن با کسی، الفت گرفتن و دوست گرفتن
48