لئو تولستوی (1910-1828م) نویسنده ودانشمند برجسته روس و خالق آثار گرانسنگی چون: «جنگ و صلح» و «آناکارنینا» به عنوان یک متفکر و اهل قلم، مشهورتر از آن است که نیازی به معرفی داشته باشد، اما موضوع مطالعات اسلامی او و علاقهاش به پیامبر خاتم(ص) و سرانجام، مسلمان شدنش، قطعاً نیازمند توضیحی درخور برای خواننده ایرانی است.
کتاب کم حجم و 137 صفحهای «محمدرسولالله» اثر تولستوی، پس از چند یادداشت، مقدمه و پیشگفتار، در چهار فصل و دارای این عنوانهاست:
توصیه مهم، نامهها، اعترافات و «اسناد و مدارک».
شاید در بادی امر چنین تصور شود که نوشتن 34 صفحه یادداشت، مقدمه و پیشگفتار، آن هم بر کتابی 137 صفحهای- یعنی چیزی نزدیک به یک چهارم کتاب- کار چندان معقولی به نظر نیاید، اما با مطالعه دقیق یادداشتها، مقدمه و پیشگفتار کتاب، متوجه میشویم که هر یک از آنها، ما را با بخشی از زندگی، تحولات روحی، آثار، تأثیر پذیریها و نیز علل سانسور طولانی و چندین دههای کتاب در روسیه مسیحی ارتودکس و سپس مارکسیستی آشنا میکند.
بگذارید پیش از هر حرف دیگری درباره این اثر، خلاصهای از هر یک از این نوشتهها را مرور کنیم:
الف: درباره ترجمه فارسی کتاب
به قلم: هاکان ال باراک، رئیس کانون نویسندگان ترکیه
«در دنیایی زندگی میکنیم که وقتی در هندوستان، بنگلادش و یا مصر، شخص یا نویسندهای کتابی علیه حضرت رسول اکرم(ص) و یا قرآن مینویسد، از سوی غرب، قهرمان به حساب میآید... قدس سرهاما ]متفکران و اندیشمندان بزرگی که در مورد اسلام تحقیق کرده و نظریاتی مثبت در مورد آن بیان داشتهاند، همواره تحت سانسور ماندهاند.
تمام آلمانیها از هفت ساله تا 77 ساله، نویسنده و دانشمند بزرگ «گوته» را میشناسند، ولی کسی عشق بیش از حد این متفکر نسبت به اسلام را نمیداند. نوشتهها ونامههای «رایزرماریا ریلکه» در مدح و ستایش حضرت محمد(ص) و همینطور شعرهای او را هیچ آلمانی در یاد خود ندارد!
کتابهای مسلمانانی چون «لئوپلددیس»، «تیتوس بورکهارت»، «مارتین لینگز» در غرب خواننده ندارد.
در عالم غرب، از جمله نویسندگانی که مظلومانه زیر قیچی سانسور قرار گرفتهاند، یکی هم «لئون تولستوی» است. قدس سرهدر غرب ]نقاشیها و کاریکاتورهای کار کاتوریستی که کسی او را در دنیا نمیشناسد، هر جایی چاپ میشود، ولی کتاب و رساله بزرگترین رماننویس جهان مخفی میماند!
قدس سرهچنین است که ]برای آن که بدانیم تولستوی در مورد رسول اکرم(ص) چگونه میاندیشیدهاست، باید زمانی دراز مانند صدسال به انتظار بنشینیم تا روزی متوجه شویم که متفکر بزرگ، حتی کتابی را نیز در این باره نوشته است. روسها به دلایل عقیدتی، نامهها و اسنادی که موجودیت و صحت این گفتار را بیان میداشت، در طاقچههای پرخاک، زیر دیگر اسناد باارزش رها کرده و منتقدان و اندیشمندان غربی نیز به این اسناد و مدارک توجهی نداشتند، در نهایت، جست و جوگری آذری مدارک و نامههای فوق را به جهانیان تقدیم نمود.
ب: مقدمه مترجم فارسی کتاب «عطا ابراهیمیراد»
مترجم کتاب در مقدمه خود، پس از شرح مختصری درباره تهی بودن، پوچی و خلاء معنوی در زندگی بشر امروز و نیاز همیشه انسان به یافتن تکیهگاهی معنوی و جست و جو برای کشف حقیقت، نتیجه گرفته است که:
«لئون تولستوی» نویسنده شهیر روسی نیز از این جست و جوی حقیقت که ذکر آن رفت، مستثنی نبوده است. او در عمر طولانی خود، هر جا که کورسویی از حقیقت دیده و یا وصف آن را شنیده، با روح سراسر جستوجوگر خود، به دنبال آن رفته و درصدد به دست آوردن ایمان، درد و رنج و مشقت راه را برخود
51